• بیچاره٬ عاقبت همسایه ها...
بعد از تو به خیر نمی شود!
• مادر جان ...
کار زیادی نکردم!
به دنیا آمدم.
دوستت داشتم...
و از دنیا رفتم.

پ.ن :
نوشته بود حضرت علی علیه السلام آن هنگام که کوثر پیامبر(ص) را در قبر می گذاشت...
آیه ۵۵ سوره طه را زمزمه می کرد.(مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْری: شما را از آن (زمين) آفريديم و شما را در آن باز مىگردانيم و بار ديگر (در قيامت) شما را از آن بيرون مىآوريم.)مقتل مقرم. ص.۲۶۲
به رسم امانت از حسینیه دل
...تا خدا هست، می توان شهید شد
شهادت نصیبتون ...
طبقه بندی: اهل بیت (ع)،
برچسب ها: فاطمیه، شهادت حضرت زهرا،
بچه ها تحویل سال
یادش بخیر شملچه
چیده بودیم تو سفره
سربند و یک سر نیزه
بچه ها خیلی گشتن
تو جبهه سیب نداشتیم
بجای سیب تو سفره
کمپوتشو گذاشتیم
تو اون سفره گذاشتیم
یه کاسه سِکه و سنگ
سُمبه بجای سنجد
یه سفره رنگارنگ
اما یه سین کم اومد
همه تو فکری رفتیم
مصمم و با خنده
همه یک صدا گفتیم
بجای هفتمین سین
تو سفره سَر میزاریم
سَر کمه؛ هرچی داریم
پای رهبر میزاریم

پ.ن:
گفتند: شهید شد...
دیدمش...
- کجایی؟چه خبر؟
گفت:
زنده ایم شکر...
...تا خدا هست، می توان شهید شد
شهادت نصیبتون ...
طبقه بندی: نیایش، شهدا،
برچسب ها: نوروز، شهدا، هفت سین جبهه،
درجاده بی انتهای سخایت سنای من پاهایش خرد و خسته است.
سرتا پایم رابنگر...
غرق نشانه های نعمت توست.
به زینت ایمان آراسته ام کردی؛
گوشه ای از خیمه لطفت پناهم دادی؛
گردنبند ناگسستنی منتت برگردنم؛
حلقه ی زیبای ناشکستنی مهرت در گوشم؛
آنقدر غرق نعمتم که نه مجال شُکر دارم، نه فهم آن ...
ظاهر را درنیافتم چه برسد به عمق نعمت؛
حال آنکه توفیق سپاسگذاری از تو محتاج شُکر دیگری است.
کدام زبان به سپاس تو بچرخانم ...
که زبان سپاس خود نیازمند تشکراست.
معبودا ...
تو تا کنون پرورده ای،به دامن گیرم ...
تو تا به حال تغزیه کرده ای،گرسنه مگذارم ...
رب جلیل ...
مرا به جام های شراب دو جهان مهمان کن؛
مرا شایسته عنایت سبحان کن؛
درد هجران را درمان کن؛
زخم تیرهای بلا را درمان کن.
در حسن بلا ستایش سزاوار توست؛
در گستردگی نعمت نیز سپاس در خور توست.
مفتخرم که ...
رنگ رضای تو خورده ام ؛
در نم سخای تو نشسته ام ...
پ.ن :
خدايا، چشمي عطا کن تا براي تو بگريد، دستي عطا کن تا داماني جز تو نگيرد، پايي عطا کن که جز راه تو نرود و جاني عطا کن که براي تو برود.
شهيد مهدي رجب بيگي
...تا خدا هست، می توان شهید شد
شهادت نصیبتون ...
طبقه بندی: نیایش،
برچسب ها: نعمت، رضای خدا، ستایش،
يا محمد (ص) ميلادت:
• ديباچه زرين كتاب حقيقت است
• عنوان صحيفه ي رسالت است
• بهار سالهاي نيكوست
• نابود گر جهل و جور است
• چشم روشني جهان به فروغ وحي است
• ربيع قلوب، بهار جان ها و طروات ايمان است.
يا محمد (ص) تو از نسل :
• ابراهيم بت شكني
• سلاله پاكاني
• آمنه عفيف
• مكه معظمه
• آخرين حلقه رسولان
يا محمد (ص) تو آمدي :
• با تبر ابراهيم بر دوش
• عصاي موسي در دست
• قلب مسيح در سينه
• عزم نوح در اراده
• صبر ايوب در دل
• زيبايي يوسف در رخسار
• حمكت لقمان بر زبان
• حكومت داوود و سليمان در سايه قرآن.
و ما منتظريم :
- منتظر مردی از نسل آمدن
- منتظر مردی از نسل بشارت
- منتظر مردی از نسل جاء الحق و زهق الباطل ...
- ...و ما تا آن روز شعر انتظار مي سراييم .
پ.ن :
خدايا پرواز را به ما بياموز تا مرغ دست آموز نشويم...
شهيد معلم مهدي رجب بيگي
...تا خدا هست، می توان شهید شد
شهادت نصیبتون ...
طبقه بندی: اهل بیت (ع)، شهدا،
برچسب ها: ميلاد حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي ص،
~ قامت عشق بسته است چشمان سرخم به امامت غروبي خونبار
~ قنوت نياز گرفته است ديده گانم، ملتمس اشك است
~ ركوع گوشهايم در پي بانگ الرحيل لرزان و رقصان است
~ با قدمهايم سجده كرده ام در انتظار كارواني در راه ...
كارواني در دل شب
كارواني كه جهازي دارد از جنس درد، غربت، غيرت، بصيرت و...
منزل اين كاروان افقش به خون نشسته و آسمانش كبود است
تشنگان اين كاروان همه از دم تيغ گذشته اند
طفلانشان با تير سه شعبه آرام گرفته اند
پژواك قدوم اهل اين كاروان تاريخ را محصور خود كرده
و مقصدش همه ي زمينهاست
و نيتش همه ي زمانها...
آفتاب شده اند در تاريكي ظلمت و شهوت
مسافران غريب، چقدر آشنايند...
و چه آرام
آرامشي به طول ساعات زندگي...
كودكانش بزرگترين معلمان تاريخ
زنانش استادان صبر و عزت
آري سحر نزديك است
و باز چشمان التماس خون گريه دارند...
ديگر فلق رنگ باخته و براي سرك كشيدن به كوه هاي بلند مظلوميت تواني ندارد...
~ ومن سلام مي دهم ...
تاريخ ادامه دارد با مظلوميتي بي منتها...
و هنوز پرچم خونين استنصار در دورترين كوير بر افراشته است.
پ.ن:
حُب حسين (ع)، سرالاسرار شهداست.
سيد شهيدان اهل قلم – شهيد آويني
...تا خدا هست، می توان شهید شد
شهادت نصیبتون ...
طبقه بندی: اهل بیت (ع)، شهدا،
* قيامي كه از ابتدا، انتهايش براي قافله سالارش روشن و بيین بود...
* هر گام اين حركت خود تعيين كننده سر فصل هاي تاريخ خواهد شد...
* هر پيام و موعظه اين قيام خود تربيت كننده نسل ها و جامعه ها خواهد شد...
* قافله سالار اين قيام تا ابد در آسمان آزاد مردي، رشادت، شجاعت، بصيرت، حكمت و در اوج مظلوميت جاويدان خواهد درخشيد...
* به او توصيه شد به گوشه اي خزيده و با جور زمان كاري نداشته باشد...
* مگر هدف قيام حسين بن علي (ع) تشكيل حكومت و كنار زدن حاكم فاسد و ظالم عصر خود بود!!؟
* به او گفتند اين راه خطر دارد، شهادت، اسارت دارد ...
* مگر هدف قيام حسين بن علي (ع) كشته شدن و فرو رفتن در كام مرگ بود!!؟
* هدف قيام حسين بن علي (ع) انجام واجب بوده است.
*** واجبي عظيم...
* واجبي كه تا زمان حسين بن علي (ع) نه جدش پيامبر ختمي مرتبت(ص)، نه پدرش امير المومنين(ع) و نه برادرش امام حسن مجتبي (ع) انجام نداده بودند!!!
* واجبي كه در بناي كلي نظام ارزشي و عملي اسلام جايگاه مهمي دارد.
* و تا زمان حسين بن علي (ع) اين واجب انجام نشده است!!!
* او بايد مدرس دانشگاه تاريخ باشد. درسي عملي براي طول تاريخ.
* زمينه ي انجام اين واجب در زمان حضرت شهيد كربلا به وجود آمد، اگر در زمان امام هادي (ع) نيز پيش آمده بود آن بزرگوار نيز قيام كرده و ذبح عظيم تاريخ آن بزگوار مي شد.
* خدواند متعال به گونه اي حسين بن علي (ع) را آفريده كه اگر حضرتش به حكومت رسيده بود بهترين نوع حكومت رادر جامعه اسلامي بر پا مي كرد و اگر حضرتش به شهادت مي رسيد صبر و شكيبايي لازم را جهت بر دو كشيدن بار سنگين غم ومصائب وارده را داشته باشد.
* خط روشن و مشخصي كه توسط رسول اعظم (ص)ترسيم شده بود جامعه اسلامي را به كمال مي رساند و اين پايه و اساس نظام اسلامي بود تا بندگان خدا به كمال برسند.
* اگر جامعه اسلامي از آن خط روشن و مشخص منحرف شد، وظيفه چيست؟ تكليف چيست؟
* گاهي مردم فاسد مي شوند، اما احكام اسلامي از بين نمي روند...
* گاهي حكومت ها، علما و گويندگان فاسد مي شوند، ديگر دين صحيح صادر نمي شود و قرآن و حقايق تحريف مي شود!!!
* اگر جامعه و نظام اسلامي به چنين مصيبتي دچار شود تكليف چيست؟
* در زمان پيامبر جامعه اسلامي اسلامي هنوز منحرف نشده بود؛
* در زمان حضرت امير (ع) نيز جامعه به آن شكل منحرف نشده بود؛
* در زمان حضرت امام حسن مجتبي (ع) نيز نشانه هاي انحراف هويدا بود، اما نه در آن حد كه انحراف در نظام اسلامي باشد.
* حكومت يعني اداره جامعه و قيام حسين بن علي (ع) انقلابي بوده است در مقابل خرابي و فساد حكومت وقت...
* اين قيام تضمين كننده زنده شدن اسلام ناب محمدي بود.
* اين قيام بايد توسط جانشين خلف پيامبر، در زماني كه انحراف واقع شده باشد به شرط موقعيت مناسب، زيرا در غير اين زمان و موقعيت اين قيام انقلابي نه اثر دارد و نه فايده، بايد انجام شود.
* مگر حسين بن علي (ع) نمي دانست كه اين راه خطر دارد، شهادت دارد، اسارت دارد، مي دانست خوب هم مي دانست، اما اين تكليفي نيست كه بتوان از آن شانه خالي كرد.
* هدف از قيام حسين بن علي (ع)، بازگرداندن جامعه اسلامي به خط صحيح، روشن و مستقيمي است كه پيامبراسلام (ص) آن را رسم كرده است.
* حال نتيجه اش يا رسيدن به حكومت و بر پايي حكومتي بر پايه عدل، انصاف و اسلام است...
* يا نتيجه اش قطعه قطعه شدن در مسلخ گرم و سوزان صحراي كربلا و شهادت است و ذبحي عظيم....
* آن واجب بزرگي كه حسين بن علي (ع) براي آن قيام كرد تجديد بناي نظام و جامعه اسلامي يا قيام در مقابل انحرافات بزرگ جامعه اسلامي است.
* و حسين بن علي (ع) از لحاظ عملي درس بزرگي به همه تاريخ اسلام داد وحيثيت اسلام را هم در زمان خودش و هم در زمان ديگران بيمه نمود...
خدايا در شهادت چه لذتي است كه مخلصان تو به دنبال آن اشك شوق در چشمان اينگونه شتاباناند و مطيعان تو در طيران؟!
شهيد جاويدالاثر محمدجواد تاجيك
...تا خدا هست، می توان شهید شد
شهادت نصیبتون ...
طبقه بندی: سیاسی، اهل بیت (ع)، شهدا،
سلام بر فرزند سدرة المنتهى،
سلام بر فرزند جنّة المأوى،
سلام بر فرزند زمزم و صفا،
سلام بر آن آغشته به خون،
سلام بر آنکه (حُرمَتِ) خیمه گاهش دریده شد،
سلام بر غریبِ غریبان،
سلام بر ساکنِ کربلاء،
سلام بر آن گریبان هاى چـاک شده،
سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار،
سلام بر آن جسـدهاى برهـنه بر خاک،
سلام بر آن خون هاى جارى،
سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده،
سلام بر آن کشته مظلوم،
سلام بر آن شیر خوارِ کوچـک،
سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده،
سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون کفن،
سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن،
سلام برآنکه با خونِ زخم هایش شست و شو داده شد،
سلام بر آن مظلومى که خونش مباح گردید،
سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد،
سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد،
سلام بر آن مدافعِ بى یاور،
سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده،
سلام بر آن گونه خاک آلوده،
سلام بر آن بدنِ برهنه،
سلام بر آن دندانِ چوب خورده،
سلام برتو حسین ای مظلوم همیشه جاویدان...
من به سوى تو رو آورده ام، وبه رستگارى درپیشگاه توامیدبسته ام،
سلام بر کسیکه قلبش ازمصیبت تو جریحه دار، و اشکش به هنگام یادتو جارى است،
اگرچه زمانه مرابه تأخیر انداخت، ومُقدَّرات الهى مراازیارىِ تو بازداشت،
ونبودم تا با آنانکه با تو جنگیدند بجنگم و با کسانیکه با تو دشمنى کردند خصومت نمایم،
(درعوض) صبح وشام برتومویِه میکنم، و به جاى اشک براى توخون گریه میکنم،
تو بهار ِسر سبز ِیتیمان بودى،
نگاهبان و حافظ مردم بودى، مایه عـزّت و سرافرازى اسلام، معدنِ احکام الهى،
وفادار به پیمانها، داراى سجایاىِ پسندیده، با جود و کَرَمِ آشکار بودى،
شب زنده دار (به عبادت) در دلِ شبهاىِ تاریک،
داراى سوابقِ با عظمت و ارزشمند، داراى نَسَبِ شریف، وحَسَبِ والا،
و با عطایا و مواهبِ بزرگ بودى، صبور، رشد یافته، بسیار متوجه بسوى خدا،
پیشواى شهید،بسیار گریان در پیشگاه خداوند، محبوب و با هیبت بودى،
داراى رکوع و سجود طولانى بودى،
تودرگَرد وغُبارهاى جنگ پیش تاختى، وآزارواذیّتهاى فراوانى تحمّل نمودى،
بارخدایا! به حق مظلوم كربلا...
از تو درخواست میکنم دانشى مفید، قلبى خاشع، یقینى سلامت بخش ، عملى صالح و پاک ، صبرى زیبا ، و اجرى عظیم را...

امام صادق(سلام الله عليه):
نَفَسُ المَهْمومِ لَنا المُغْتَمِّ لِظُلْمِنا تَسْبيحٌ، وهَمُّهُ لأمْرِنا عِبادَةٌ؛
كسى كه براى ما نگران باشد و به خاطر ستمى كه بر ما برود غمگين، نفس كشيدنش تسبيح است و غم خواريش براى ما عبادت.
ميزان الحكمه ج3 ، ص 75 ح 3983
امام حسين قيام كرد تا آن واجب بزرگى را كه عبارت از تجديد بناى نظام و جامعه اسلامى، يا قيام در مقابل انحرافات بزرگ در جامعه اسلامى است، انجام دهد. اين از طريق قيام و از طريق امر به معروف و نهى از منكر است.
امام خامنه ای - ۱۹ خرداد 74
...تا خدا هست، می توان شهید شد
شهادت نصیبتون ...
طبقه بندی: نیایش، اهل بیت (ع)،
- حقيقي كه فقط اصحاب راز مي دانند و بس...
- پر مي گشايند و آفاق مي شوند
- معامله اي پرسود
- تجارتي معنوي
- بازار، مشتري و متاع الهي
- چشمه اي ازلي و عطر ابدي
- كوره اي براي آبديده شدن
- و مردماني كه قدر اين فرصت، اين نعمت و اين نسيم بهشتي را دانستند...
- از اين زمان به بعد 8 عدد مقدس من و تو است
- چون كه 8 آمد 7 هم پيش ماست
- 8 سال پيكر به دوش كشيدند
- 8 سال با جسد هاي مطهر برادران خود سنگر ساختند
- 8 سال براي هموار كردن راه كربلا كاسه هاي سر و قفسه هاي سينه هزينه كردند.
- 8 سال كربلاييان ايراني با خون خودشان سند حقانيت اين راه و پيوند آن را با عشوراي حسيني امضاكردند
- سال هاي خدايي، روزهاي بهشتي، فضاي حاكم عرشي؛
- كيميا معنويت خاك جبهه را به زر ناب تبديل كرده بود.
- عنصر عقيده، روح ايمان، شهادت طلبي سبب سازترين عامل براي پيروزي بود
- ميثاق امام و سربازانش ناگسستني بود...
-
-
-
- آن راه ...
- آري آن راه هنوز هم گشوده است ؛
- كربلايي ها بسم الله ...
- نه پرونده شهادت و نه پرونده جهاد هيچ يك بسته نيست
- آنان كه صلابت، عطوفت – صلاح ، سلاح – شور ، شعور – تولي ، تبري – دوست نوازي، دشمن ستيزي – ولايت مداري، شيطان گريزي را باهم درآميخته اند...
- در باغ شهادت بازِ باز است...
- كربلا همچنان جاريست
- اما باري گران بر زمين مانده است...
- جهاد در نظام مهدوي و لياقت سربازي مهدي موعود و موجود (عج) نياز به يك ايمان قوي دارد
- ايمان به جهاد در راه خدا
- پيششرط اين حضور، تجهيز خويش و جامعه به «ايمان» و «آگاهي» و «عمل به تكليف» و «تعهد به ولايت» است.
- هرگز مباد، كه در آزمون، مردود شويم.
-
-
-
- و از «خط»، بيرون افتيم.
پ.ن:
معلم شهيد حسين اسدي فرمانده گروهان از لشكر 31 عاشورا
الهي! هرچه فكر ميكنم، غرق در گناهم. از كدامين (گناه) توبه كنم. ولي ميدانم كه تو، توبهپذيري، تو مهربانترين مهرباناني. فكر كردم كه چرا شهادت نصيبم نميگردد، دريافتم كه بايد نيت خروج از دنيا را داشته باشم. از دنيا بريدم تا به معبود بپيوندم. بايد از دنيا بريد تا به معبود پيوست...
...تا خدا هست، می توان شهید شد
شهادت نصیبتون ...
طبقه بندی: سیاسی، شهدا،
-----------------------------
بسيجي، عاشق كربلاست و كربلا را تو مپندار كه شهري است در ميان شهرها و نامي است در ميان نامها. نه! كربلا، حرم حق است و هيچ كس را جز ياران امام حسين (ع) راهي به سوي حقيقت نيست. ما سرگردانهاي مدار نفس را چه ميرسد كه از ستارگان كهكشان حسين (ع) سخن بگوييم؟ ما را چه ميرسد كه از ساكنان حريم قدس و شاهدان محفل قدس سخن بگوييم.
*شهيد محمد رستگاري
--------------------------
«اينك ما ميگوييم حسين جان! اگر در فضاي داغ و خونين، كسي به فريادت نرسيد و نداي تو را لبيك نگفت، ما پيروانت در فضاي گرم و خونين ايران زمين، دست مردانگي مشت كرده به نداي غريبي و تنهاييات لبيك ميگوييم»
*شهيد زينالعابدين عابدنيا
----------------------------
«اي حسين! اكنون شهيدان بر ما شاهدند و تو اي سيد شهيدان! قافله سالار اين كاروان هستي، راه عشق نما و به اين كاروان متصل فرما، اي بزرگ آموزگار شهادت و اي سوخته شعلههاي سركش عشق به تو اقتدا كردم؛ تو شاهد باش كه همچون ياران تو به ياريات برخاستم و نداي با صلابت «هل من ناصر ينصرني» تو را لبيك گفتم»
*شهيد عبدالحسين رضايي
-----------------------------
«ما وارثان خون حسين (ع) هستيم و ما را در مبارزه كردن با كفار، هيچ ترس و واهمهاي نيست».
*شهيد محمد دوست محمدي
--------------------------------
«حسين جان! اي معني انسانيت در زمين و زمان، اي كه به ما درس دادي؛ درس خوب زيستن و خوب مردن. اي نور! اي روشني! اي چراغ فروزان بر مناره تاريخ در همه عصرها و همه نسلها، امت تو و شاگردان مكتب تو از نزديك به تو لبيك ميگويند؛ مگر نه اين است كه تو با حركت كمالي خود، درس انسان بودن و انسان زيستن و انسان مُردن آموختي؟»
*شهيد محمدرضا پورقديري
-----------------------------
«برادران! بدانيد كه زندگي و شهادت پرافتخار امام حسين (ع) سر مشقي بود براي تمام جهانيان و نيك انديشان و ما ميكوشيم تا حيات و مرگ خويش را بر اساس ايده آن حضرت قرار دهيم».
*شهيد سليمان عبدي
------------------------
«درود بر عاشقان زيارت كربلاي تو يا حسين كه عاشقانه در راه تو جان ميسپارند و به عشق اينكه بر خاك زير پايت بوسه زنند، جان خود را براي زيارت تو و معبودشان هديه ميكنند».
*شهيد عليرضا زارع
----------------------
«من رفتم به آن راهي كه براي رسيدن به آن، مشقّات زيادي كشيدم. من رفتم به آن راهي كه آرزويش را داشتم. من ميروم كه دنباله رو خط سرخ ابا عبداللّه الحسين (ع) باشم»
*شهيد مجتبي طيراني
-------------------------
«يا حسين! يا حسين! يا حسين! آن قدر فرياد «هل من ناصر ينصرني»ات نافذ بود و آنچنان تنهاييات در آن تفتيده دشت برهوت، دلمان را به آتش كشيد كه اكنون در لبيك به تو ، همه سختيها را با لذت ايثار بر دوش خواهيم كشيد».
پ.ن:
این جملات نورانی بهانه ای که با یاد و نام شهدا و امام شهدا ...
آره ! رفقا!
با تمام بهت و نا باوری و صد البته بی لیاقتی می خواهم برم مشرفشم کربلا...
کربلای حسین (ع)...
حلالم کنید...
با تمام وجودم می خواهم که بر نگردم ...
به یاد شما دوستان هستم ...
خدا حافظ همين حالا...
اي كه كوبتر دلم...
بال زند به سوي تو...
مدام بال مي زند...
تا كه رسد به كوي تو...

...تا خدا هست، می توان شهید شد
شهادت نصیبتون ...
ادامه مطلب...
طبقه بندی: اهل بیت (ع)، شهدا،
نمي ترسم از عذاب تو...
عجيب است نه !!!
ولي نمي ترسم...
نه! نه! باور كن شنيده ام؛
دردناك، مهيب و غير قابل تحمل.
بسيار ساده انديشي است كه بگويم نمي دانم يا نخوانده ام؛
پوست، گوشت و استخوانم را خواهند سوزاند.
هم خوانده ام، هم شنيده ام و هم باور دارم.
اما نمي ترسم...
نمي رنجم...
مي دانم كه انتقام نيست.
تو قصد آزار مرا نداري.
تو نمي خواهي كوچك ، كم و حقيرم كني.
آتش پاك است و پاك كننده...
فقط جِرم ها و جُرم هايم را خواهند سوزاند.
هرگونه ناخالصي و بدهي هايم را...
آن وقت تر وتازه،
معطر و زيبا از بين شعله هاي تاريك بيرون مي آيم.
تا تو مثل روز اول مرا محكم بغل كني.
اي مطهر...
پ.ن:
الهي اگر جز سوختگان را به ضيافت عنداللهي نميخواني، ما را بسوزان آنچنان که هيچکس آنگونه نسوخته باشي.
شهيد سيد مرتضي آويني
...تا خدا هست، می توان شهید شد
شهادت نصیبتون ...
طبقه بندی: نیایش، شهدا،


